ستاره ی دنباله دار
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ستاره ی دنباله دار

منشأ دنباله‌دارها

دنباله‌دارها در دو جا بطور بارز یافت می‌شوند: کمر بند کوییپر و ابر اورت. دنباله‌دارهای کوتاه مدت معمولا از ناحیه‌ای به نام کمربند کوییپر می‌آیند. این کمربند فراتر از مدار نپتون قرار گرفته است. اولین جرم متعلق به کمربند کوییپر در سال 1922 کشف شد. این اجسام معمولا کوچک هستند و اندازه آنها از 10 تا 100 کیلومتر تغییر می‌کند. طبق رصدهای هابل حدود 200میلیون دنباله‌دار در این ناحیه وجود دارد که گمان می‌رود از ابتدای تشکیل منظومه شمسی بدون تغییر مانده‌اند.

دنباله‌دارهای با تناوب طولانی مدت از ناحیه‌ای کروی متشکل از اجرام یخ زده به نام ابر اورت سرچشمه می‌گیرند. این اجرام در دورترین قسمت منظومه شمسی قرار دارند و از آمونیاک منجمد ، متان ، سیانوژن ، یخ آب و صخره تشکیل شده‌اند. معمولا یک اختلال گرانشی باعث راه یافتن آنها به داخل منظومه شمسی می‌شود.

مشخصات فیزیکی

یک دنباله‌دار در مراحل اولیه ظهور خود به تکه‌ای ابر نورانی شبیه است، ولی هر چه در مسیر خود به خورشید نزدیکتر می‌شود، روشنایی آن نیز زیادتر می‌شود. دنباله اکثر آنها به حدی شفاف است که می‌توان نور ستارگان را از میان آن دید.

رأس ستاره دنباله‌دار

زمانی که یک ستاره دنباله‌دار پیدا می‌شود، در نخستین مرحله مانند نقطه‌ای کوچک از نور به چشم ما می‌آید، هرچند ممکن است که قطر واقعی آن هزاران کیلومتر باشد. این نقطه نور را راس یا هسته ستاره دنباله‌دار می‌گویند، که به نظر دانشمندان گروه بزرگی از اجسام خرد و سفت است که با گازهایی ترکیب یافته است.

دم ستاره دنباله‌دار

همچنان که ستاره دنباله‌دار به خورشید نزدیک می‌شود، معمولا دمی به دنبال آن کشیده می‌شود. این دم از گازهای بسیار رقیق و ذرات خردی درست شده است که از درون هسته ستاره دنباله‌دار تحت تاثیر خورشید بیرون می‌جهند. دمهای ستارگان دنباله‌دار از نظر شکل و اندازه گوناگون هستند، برخی کوتاه و ریشه مانند و برخی کشیده و باریک. معمولا طول آنها به نه میلیون کیلومتر می‌رسد و گاهی هم البته ممکن است به 160 میلیون کیلومتر برسد. بعضی از ستارگان دنباله‌دار هم اصلا دم ندارند.

گیسوی ستاره دنباله‌دار

گرداگرد هسته ، یک چیز دیگر هم هست به نام گیسو. گیسو ماده‌ای ابر مانند و تابنده است که گاهی قطرش به 240000 کیلومتر و بیشتر می‌رسد.

ماده ستاره دنباله‌دار

احتمالا دنباله‌دارها از گاز و سنگریزه تشکیل یافته‌اند که همه این مواد بصورت گلوله یخی درآمده‌اند. با نزدیک شدن آن به خورشید دما بالا می‌رود و گاز و غبار بصورت دنباله جریان می‌یابند و سرانجام با دور شدن از خورشید سر دنباله‌دار دوباره یخ می‌زند.

حرکت ظاهری ستاره دنباله‌دار

وقتی ستاره دنباله‌دار از خورشید دور می‌شود، نخست دمش پیشاپیش می‌رود و سپس سر آن. علت این امر آن است که فشار نور خورشید اجزای کوچکی از هسته ستاره را بیرون می‌راند و این خود باعث تشکیل دم در پیشاپیش راس آن می‌شود. در نتیجه هنگامی که ستاره دنباله‌دار از خورشید دور می‌شود، دم آن می‌بایست جلوجلو برود و در اثنای دور شدن از خورشید ستاره دنباله‌دار کم کم از سرعتخود می‌کاهد و از انظار ناپدید می‌شود. ستارگان دنباله‌دار ممکن است سالها از برابر چشم ما مخفی بمانند، ولی بیشتر آنها بالاخره به چشم ما خواهند آمد. آنها به گرد خورشید پیوسته در حرکت هستند، ولی برای یک دور گردش به دور خورشید ممکن است زمان زیادی در راه باشند.

مدار ستاره دنباله‌دار

  • بیشتر ستارگان دنباله‌دار در مدار بسته‌ای در حال حرکتند، یعنی بر روی مداری حرکت می‌کنند که ابتدا و انتهایش بر هم منطبق می‌باشد. این دنباله‌دارها (مانند ستاره دنباله‌دار هالی) بعد از یک پریود به نزدیکی زمین آمده و دوباره مشاهده شده‌اند.

  • مدارهای ستارگان دنباله‌دار دیگر سهمی یا هذلولی است و به احتمال زیاد اینها فقط یکبار در نزدیکی زمین ظاهر و روئیت گردیده و دور می‌زنند و سپس می‌روند و دیگر به نزدیکی زمین برنمی‌گردند.

  • به علت تأثیرات گرانشی ، دنباله‌دارها در حضیض سریعتر حرکت می‌کنند تا در اوج. دنباله‌دارها از مدت چرخششان یه دور خورشید طبقه بندی می‌شوند: دنباله‌‌دارها با مدت تناوب کوتاه و متوسط (مانند هالی با دوره تناوب 76 سال) بیشتر در بین خورشید و سیاره پلوتون به سر می‌برند.




تصویر
ستاره دنباله‌ دار هالی


این دنباله‌دارها ابتدا در کمربند کوییپر هستند، ولی نیروی گرانش یکی از سیارات بخصوص مشتری آنها را نزدیک خورشید می‌راند و دوره تناوب آنها کمتر از 200 سال است. (شومیکر - لوی 9 یکی از این دنباله‌دارها بود که عاقبت در مشتری سقوط کرد). دنباله‌دارهای بلند مدت با تناوبی بیش از 200 سال که بیشتر در ابر اورت هستند. هیل *پاب نمونه‌ای از این دنباله‌دارها است که تناوبی برابر با4،000 سال دارد.


ستارگان دنباله‌دار بر اساس دوره تناوب مداری شان به دو دسته تقسیم می‌شوند: ستارگان دارای دوره تناوب مداری بیش از 200 سال و ستارگانی که دوره تناوب مداری شان کمتر از 200 سال می‌باشد. گروه اول ، ستارگان با دوره تناوب طولانی و گروه دوم ستارگان با دوره تناوب مداری کوتاه هستند.

تغییر مدار ستاره دنباله‌دار

دنباله‌دارهای جدید از دورترین بخشهای منظومه شمسی می‌آیند و بیشترشان فقط در مدت چند ماه خورشید را دور می‌زنند و سپس برمی‌گردند و گردش خود را در ورای سیاره پلوتو به انجام می‌رسانند. گردش آنها در مدارهایی بسیار پهن است و چندین هزار سال طول می‌کشد. برخلاف سیاره‌ها ، دنباله‌دارها می‌توانند مدارخود را با مدارهای کاملا جدید عوض کنند. آنها اجسامی با ثبات نیستند و هر گاه به سیاره‌ای بزرگ مانند مشتری بسیار نزدیک شوند، کشش گرانشی آن ، مدار دنباله را عوض می‌کند. این حادثه برای دنباله‌دار هالی اتفاق افتاده و از این رو تکرار بازگشت آن بیشتر شده است.

مرگ ستاره دنباله‌دار

با نزدیک شدن دنباله‌دار به خورشید دنباله‌اش بزرگتر می‌شود. دنباله همواره در جهت مخالف خورشید قرار می‌گیرد. فشار نور و حمله بادهای خورشیدی دنباله را به طرف مقابل می‌راند. هر موقع که دنباله از کنار خورشید می‌گذرد، از ماده‌اش کاسته می‌شود، یعنی اینکه ستاره دنباله‌دار با هر بار عبور از نقطه قرین خورشیدی مقداری از مواد خود را در اثر گرمای خورشید و نیروهای جذر و مدی از دست می‌دهد تا بالاخره ستاره دنباله‌دار از بین می‌رود، که برخی از ستاره‌های دنباله‌دار با دوره تناوب کوتاه به چندین تکه تقسیم شده و یا حتی از هم پاشیده‌اند.



مطلبی دیگر درخصوص صورفلکی
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: آسمان شب ،ستارگان ،صورت فلکی ،ستاره قطبی

از زمانهای کهن ، مردم در آسمان شب در میان گروههای ستارگان ، اشکالی خیالی دیده‌اند. با استفاده از خطوط ، آنها ستارگان این گروهها را به یکدیگر متصل کرده و اشکالی به نام صورت فلکی را تشکیل داده‌اند. امروز طبق سیستمی بین المللی آسمان پیرامون زمین به 88 منطقه تقسیم می‌شود و هر منطقه در بر گیرنده یک صورت فلکی است.

طرح هر صورت فلکی نمایانگر شیء یا جانداری است و تعدادی از آنها به یاد شخصیتهای اسطوره‌ای نامگذاری شده‌اند. از زمین ، ستارگان هر صورت فلکی مجاور یکدیگر به نظر می‌آیند، اما در حقیقت آنها فاصله بسیاری از همدیگر دارند. همگی آنها در فواصل مختلفی از زمین قرار دارند. اگر می‌توانستیم از جای دیگری از فضا به صورت فلکی جبارنگاه کنیم، طرح ستاره‌ای آن از آنچه که از زمین می‌بینیم، متفاوت می‌باشد.

 

کره آسمان

از زمین ، صورتهای فلکی چنین به نظر می‌رسند که به داخل کره‌ای تو خالی معروف به کره آسمان چسبیده‌اند. ظاهراً این کره هر 24 ساعت یکبار در مسیری شرقی _ غربی به دور زمین می‌گردد. شبکه‌ای از خطوط معروف به بعد و میل به اختر شناسان کمک می‌کند تا محل ستارگان کره آسمان را بیابند و نقشه‌های ستارگان ، تصویر کره‌ای فرضی بر روی صفحه‌ای تخت هستند.

ستاره قطبی و دبها

آنهایی که در نیمکره شنالی زندگی می‌کنند، می‌توانند به قطب شمال کره آسمان بنگرند. ستاره قطبی به این قطب بسیار نزدیک است. بر خلاف سایر ستارگان ، به نظر نمی‌آید که با گردش زمین به دور محورش ، ستاره قطبی در آسمان حرکت کند. صور فلکی پیرامون ستاره قطبی عبارتند از دب اکبر (خرس بزرگ) و دب اصغر (خرس کوچک).

ستاره قطبی همواره این چنین در مجاورت قطب شمال سماوی قرار نداشته و همیشه نیز چنین باقی نخواهد ماند. چون زمین اندکی در محورش تکان می‌خورد، قطب شمال همیشه به نقطه‌ای ثابت در کره آسمان اشاره نمی‌کند. در عوض در طی 25800 سال ، بخش شمالی محور زمین دایره کوچکی را در نیمه شمالی کره آسمان بجای می‌گذارد. ستارگانی که به این دایره نزدیکترند، به نوبت قطب شمال کره آسمان را نشان می‌دهند.

قدر ظاهری

هنگامی که به ستارگان درخشان در آسمان شب می‌نگریم، برخی از بقیه درخشانترند. ستاره شناسان برای بیان میزان درخشندگی ستارگان ، از یک مقیاس درخشندگی به نام قدر ظاهری استفاده می‌کنند. برای اولین بار هیپارخوس ، منجم یونانی قرن دوم پیش از میلاد ، ستارگان را این چنین طبقه بندی کرد. سپس دامنه مقیاسش برای در بر گرفتن اجرام سماویدرخشانتر و کم نورتر ، افزایش یافت.

صلیب جنوبی

ساکنان نیمکره جنوبی کره آسمان بنگرند. هیچ ستاره درخشانی مجاور این قطب نیست، اما صورت فلکی صلیب جنونی نشانه‌ای برای یافتن آن است. اگر چه صلیب جنونی از تمام صور فلکی کوچکتر است، اما در زمینه روشن کهکشان راه شیری جنوبی ، یافتن آن آسان است. با گذشت زمان، نقطه‌ای از کره آسمان که محور چرخش زمین رو به آن است، تغییر مکان می‌دهد. در طی سالها این تغییر تنها به اندازه عرض ظاهری ماه است، ولی در خلال قرنها ، این جابجایی شدید است. مثلاً اگر شهرهای نیمکره شمالی نظیر ونکوور یا لندندر 3 هزار سال قبل از میلاد وجود داشتند، ساکنانشان می‌توانستند صورت فلکی صلیب جنوبی را ببیند.

منطقة البروج

چنین به نظر می‌رسد که همزمان با گردش زمین به دور  خورشید، خورشید در مقابل زمینه متغیری از ستارگان حرکت می‌کند. مسیر سالیانه خورشید به دایرة البروج و پهنه‌ای از آسمان که با زاویه تقریبی 9 درجه از طرفین آن گسترده می شود، به منطقه البروج معروف است. تمدنهای باستانی برای اندازه گیری زمان، منطقه البروج را به 12 صورت فلکی تقسیم کردند ولی اکنون صورت فلکی دیگری به نام حوابه این باریکه آسمان افزوده شده است.

صور فلکی مهم

برخی از 88 صور فلکی از سایری معروفتند، و طرحهایی دارند که فوراً تشخیص داده می‌شوند. این طرحها همچون نشانه به ستاره شناسان در یافتن آنها در آسمان شبانه کمک می‌کنند. بهترین نمونه ، جبار (شکارچی) ، از درخشنانترین صور فلکی آسمان است. صورت فلکی معروف دیگر دب اکبر (خرس بزرگ) است . دب اکبر شامل هفت ستارهدرخشان است که برای مدتهای طولانی علاوه بر ستاره شناسی ، در دریانوردی نیز راهنمای مفیدی بوده‌اند.

نام لاتینی نام رایج کره آسمان (شمال/جنوب) نام لاتینی نام رایج کره آسمان (شمال/جنوب)
آندرومدا امرأة المسلسله شمال لاسرتا چلپاسه (سوسمار) شمال
آنتلیا تلمبه جنوب لئو اسد شمال
آپوس مرغ بهشتی جنوب لئو ماینر اسد اصغر شمال
آکواریوس دلو جنوب لپوس خرگوش (ارنب) جنوب
آکوئیلا عقاب هردو لیبرا میزان جنوب
آرا آتشدان جنوب لوپوس گرگ جنوب
آریس حمل شمال لینکس سیاهگوش شمال
اوریگا ارابه ران شمال لیرا شلیاق (چنگ رومی) شمال
بوتیس عوا (گاوران) شمال منزا کوهمیز جنوب
سیلوم قلم جنوب میکروسکوپیوم میکروسکوپ جنوب
کاملوپاردالیس زرافه شمال مونوسرس تکشاخ هردو
سرطان خرچنگ شمال موسکا ذبابه (مگس) جنوب
کانیزوناتیکی سگهای شکاری شمال نرما گونیا جنوب
کانیس میجر کلب اکبر جنوب اکتناز ثمن جنوب
کانیس ماینر کلب اصغر شمال آفیکوس حوا (مار افسای) هردو
کاپریکوموس جدی جنوب اریون شکارچی (جبار) هردو
کارینا حمال جنوب پاو طاووس جنوب
کاسیوپیا ذات الکرسی شمال پگاسوس فرس اعظم (اسب بالدار) شمال
سنتاروس قنطروس جنوب پرسیوس برساوش شمال
سفیوس قیفاووس شمال فونیکس عنقا(سیمرغ) جنوب
سیتوس قیطس هردو پیکتور سه پایه نقاش جنوب
شاملئون حربا (آفتاب پرست) جنوب پیسیز حوت شمال
سیرسینوس دوپرگار جنوب پیسیزآسترینوس حوت جنوبی جنوب
کلومبا حمامه(کبوتر) جنوب پایپس کشتی دم جنوب
کمابرنیسیس گیسوان برنیکه شمال پیکسیس قطب نما جنوب
کرونا آسترالیس اکیل جنوبی جنوب رتیکولوم شبکه جنوب
کرونا بوریالیس اکیل شمالی شمال ساجیتا سهم (تیر) شمال
کروس کلاغ جنوب ساجیتاریوس قوس (رامی) عقرب
کریتر باطیه جنوب اسکالپتر حجار (سنگتراش) جنوب
کراکس صلیب جنوبی جنوب اسکاتوم سپر جنوب
سیگنوس دجاجه (قو) شمال سرپنس حیه(مار) هردو
دلفینوس دلفین شمال سکستانز السدس هردو
درادو ماهی طلایی (ابوسیف) جنوب تاروس ثور شمال
دراکو اژدها شمال تلسکوپیوم تلسکوپ جنوب
ایکولیوس قطعه الفرس شمال تریانگولوم آسترال مثلث جنوبی جنوب
اریدانوس نهر جنوب توکانا طوقان جنوب
فروناکس کوره جنوب اورسا میجر دب اکبر شمال
جمینی جوزا (دوپیکر) شمال اورسا ماینر دب اصغر شمال
گراس درنا جنوب ولا بادبان جنوب
هرکولیس هرکول شمال ویرگو سنبله هردو
هارولوجیوم ساعت جنوب ولانز ماهی پرنده جنوب
هایدرا شجاع (مار باریک) هردو ولپکیولا ثعلب(روباه) شمال
هایدروس هیه الماء (مار آبی) جنوب ایندوس هندی جنوب

صورفلکی واسامی آنها
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: صورفلکی

بسیاری از صورت های فلکی از قبیل عقرب(کژدم) ، اسد(شیر) خود گویای آن هستند که چرا چنین نام گرفته اند،ولی در برخی دیگر از صورت های فلکی به زحمت می توان رابطه ای میان شکل ونام آن ها یافت.امروزه 88 صورت فلکی را می شناسیم که شماری از آن ها حتی 5000 سال قبل از میلاد مسیح در کناره ی رود های دجله و فرات شناخته شده بودند؛تعدادی هم در دوران یونان باستان به آن ها اضافه شدند.قدیمی ترین و تا حدودی کامل ترین شرح و توصیف گنبد ستارگان که در اختیار ماست،به حدود سال 2000 قبل از میلاد بر می گردد.در آن زمان 43 صورت فلکی شکل شناخته شده ی فعلی خود را داشتند.چینی ها ،سرخپوستان،مصریان یا اقوام دریای جنوب ستارگان را با انگاره هایی کاملاً متفاوت از آن چه ما می شناسیم،جمع بندی می کردند.(خوابتون که نبرده؟ بیدار هستین؟ خُب خداروشکر) در حقیقت آن ها خدایان و افسانه هایی کاملاً متفاوت از ما داشتند،که در ستارگانشان بازتاب و نمود می یافت.بنابراین 88 صورت فلکی شناخته شده ی بین المللی که به طور عمده اسامی خود را مدیون یونان قدیم هستند،می توانستند نام های متفاوتی از نام های امروزی خود داشته باشند. هر صورت فلکی نامی فارسی(یا عربی-م) و یک نام لاتین(یونانی قدیم-م)و همچنین حروف مخفف معینی دارد.مثلاً صورت فلکی قوس(کمان) در زبان لاتین(ساگیتاریوس)نامیده می شود و علامت حرفی کوتاه آن (sgr) است.

این هم اسامی 44 تای دیگه از صورت فلکی ها:

سیاه گوش/شمشیر ماهی/شیر کوچک/صلیب
جنوبی/طاووس/طوقان/عقاب/عقرب(کژدم)/فونیکس(مرغ آتشین)/قطب نمای
کشتی(سکستان)/قفوس(قیفاووس)/قلم حجاری/قنطار/قو/قوس(کمان)/کاسیوپیا(ذات
الکرسی)/کبوتر/کره اسب(قطعه الفرس)/کشتی دُم/کلاغ/کلب اصغر(سگ کوچک)/کلب اکبر(سگ
بزرگ)/گرگ/گونیا/گیسو/لیر/مار/مار آبی شمالی(اکلیل شمالی)/مار آبی،کوچک/مارگیر/خانم
ها لطفاً این یکی رو نخونید!=> مارمولک/ماهی/ماهی پرنده/ماهی جنوبی/مثلث/مثلث
جنوبی/محراب/مرغ بهشتی/مگس/میزان(ترازو)/میکروسکپ/نقاش(سه پایه
نقاشی)/نهنگ/هرکول.

منبع:کتاب صورت های فلکی.


کیهان
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کیهان

 

بیشتر دانشمندان عقیده دارندکه کیهان درحدود13میلیاردسال پیش با انفجاری بزرگی به نام مه بانگ به وجود آمد.کل انرژی وماده ای که هستی راتشکیل می دهدطی این انفجاردرمنطقه ای کوچک تر از دانه ی انگورودر زمانی کم تراز یک ثانیه ایجاد شدوکیهان هم چنان در حال گسترش است.!!!!


سیاه چاله 2
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سیاه چاله

 طول دوره زندگی ستارگان، آن ها موجودیت خود را تغییر می دهند. این تغییر میلیون ها سال طول می کشد. یکی از آن ها تبدیل شدن به سیاه چاله است که چهره ای ترسناک دارد.
انواع سیاه چاله ها کدامند؟
دانشمندان سه نوع سیاه چاله را کشف کرده اند:کوچک، متوسط و بزرگ.
۱) نوع کوچک یا کم جرم یا نوع اختری یا کهکشانی
این نوع از سیاه چاله ها از ستارگانی تشکیل می شوندکه جرمشان ۱۰۰ برابر جرم خورشید ما است.
وقتی که انرژی چنین ستاره ای تمام می شود، پوسته خارجی خود را پرتاب می کند و هسته خود را که هنوز ۱۵ برابر خوررشید ما است را نگه می دارد.
دانشمندان عقیده دارند که کهکشان راه شیری ما دارای ده ها هزار از این سیاه چاله ها است بنابراین به آن سیاه چاله کهکشانی می گویند.
۲) سیاه چاله های متوسط
۳) سیاه چاله های بسیار سنگین
در مرکز کهکشان ها قرار دارند. بعضی از دانشمندان عقیده دارند که بیشتر کهکشان ها که کهکشان ما هم جزوی از آن است، دارای سیاه چاله ای در مرکز خود است.
در ستارگان سنگین دو فرایند مهم پیوسته رخ می دهد. یکی جوش هسته ای است( که هیدروژن را از مرکز ستاره به بیرون می فرستد و دیگری جاذبه (که تمامی هیدروژن را به طرفی که آمده بود می کشد). این دو روند یکدیگر را خنثی می کنند تا اینکه هیدروژن ستاره سوخته شود و در این موقع جاذبه غلبه می کند.
وقتی که جاذبه غلبه کرد، ستاره ناپایدار می شود و منفجر می گردد. وقتی که شروع به منفجر شدن کرد، ‌دیگر متوقف نمی شود و ستاره ( و در نهایت اتم هایش) به داخل خود فرو می ریزند و منجر به تشکیل سیاه چاله می شود.( Hewitt ۱۸۶)

 
 
این تصویر که به کمک اشعه ایکس گرفته شده است نشان دهنده سیاهچاله ای است که در حال بلعیدن ستاره ای می باشد.
سیاهچاله بسیار سنگین سیاهچاله ای است که جرم آن بین ۱۰۵ تا ۱۰۱۰ برابر جرم خورشید است. امروزه این عقیده وجود دارد که اگر همه کهکشان ها سیاهچاله ای از این نوع نداشته باشند، تعداد زیادی از آن ها که کهکشان راه شیری نیز جزئی از آن است، در مرکز خود چنین سیاه چاله ای را دارند. این سیاه چاله ها دارای خصوصیات عجیبی هستند که آن ها را از همنوعان خود متمایز می کند.

 
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

کهکشانها
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کهکشان

 

نگاهى به
ساختار و تحول کهکشان ها

بازماندگان عالم اولیه

 

دنیاى بزرگ ما از تعداد بى شمارى اَبَر خوشه تشکیل شده که میلیاردها کهکشان را در خود جاى داده است. کهکشان ها مجموعه هاى بسیار بزرگى هستند که از ستارگان، گاز و غبار تشکیل شده اند. میلیاردها سال پیش توده هاى عظیم ماده عالم اولیه بر اثر گرانش بسیار بالاى خود در هم رمبیدند و کهکشان ها را به وجود آوردند. در درون کهکشان ها میلیون ها ستاره وجود دارد که اندازه تعدادى از آنها ده ها بار بزرگ تر از خورشید است. بیشتر کهکشان ها در خوشه هاى همبسته با گرانش متشکل از سه تا سه هزار کهکشان مجتمع شده اند. پیشتر گمان بر این بود که فضاى میان کهکشان ها خلاء کامل است اما امروزه دانشمندان با توجه به مشاهدات جدید رصدى به این نتیجه رسیده اند که این فضاى میا ن کهکشانى اصلاً خالى نیست و اجرام بسیارى در فضاى میان کهکشان ها وجود دارد.

 

به علت وسعت بیکران دنیا و گستردگى هستى براى سنجش فواصل کهکشان ها و اجرام دوردست آسمانى به جاى کیلومتر از واحدى به نام  پارسک (Parsec) استفاده مى شود. هر پارسک برابر ۲۶/۳سال نورى و معادل ۲۰۶ هزار واحد نجومى است. واحد نجومى (AU) مقدار فاصله زمین تا خورشید و برابر صد و پنجاه میلیون کیلومتر است. هر ثانیه نورى سرعت نور در یک ثانیه است که نزدیک به ۳۰۰ هزار کیلومتر ر ثانیه است. یک سال نورى نیز معادل مسافتى است که نور در یک سال طى مى کند.

کهکشان ها از لحاظ شکل ظاهرى به سه دسته تقسیم مى شوند:

کهکشان هاى مارپیچى: در تمامى کهکشان هاى مارپیچى گاز و غبار در درون قرص مرکزى است. در این گونه از کهکشان ها ستارگان در بازوهاى مارپیچى تشکیل مى شوند. کهکشان هاى مارپیچى خود به سه رده Sa، Sb و Sc تقسیم مى شوند. کهکشان ما از نوع Sb است که بازوهاى مارپیچى بازى دارد و فراوانى گاز در آن به اندازه مناسب است. ابرهاى ماژلانى بزرگ و کوچک که در حدود ۵۰ هزار پارسک از کهکشان ما فاصله دارند کهکشان هاى مارپیچى هستند. ابرهاى ماژلانى بازمانده توده هاى بزرگ کلوخه هاى عالم اولیه هستند که در حال پیوستن به کهکشان مادر خود _راه شیرى- هستند.

کهکشان هاى بیضوى: بیشتر کهکشان ها بیضوى شکل هستند. در این کهکشان ها گاز و غبار کمى وجود دارد و گاز موجود نیز به شدت گرم است. به همین دلیل در این کهکشان ها ستارگان نمى توانند تشکیل شوند. کهکشان هاى بیضوى از لحاظ شکل ظاهرى به سه دسته تقسیم مى شوند: ۱- SBa کره اى کشیده شده که شبیه سوسیس است. ۲- SBb کره اى فشرده شده همچون همبرگر. ۳-SBc کره اى که از طرفى کشیده شده و از طرفى دیگر فشرده شده شبیه به سیب زمینى. بزرگ ترین و کوچک ترین کهکشان هاى عالم بیضوى شکل هستند. احتمال داده مى شود که کهکشان هاى بیضوى از برخورد کهکشان هاى مارپیچى تشکیل شده باشند. کهکشان هاى بیضوى پر از ستاره هاى پیر هستند و ابرهاى ستاره اى ندارند در حالى که کهکشان هاى مارپیچى داراى سحابى هاى بسیارى هستند و ستاره هاى جوان در حال تولد هستند. به همین خاطر قرص کهکشان هاى مارپیچى بسیار سریع تر از کهکشان هاى بیضوى مى چرخد و سرعت گردش کهکشان هاى بیضوى به دور خود کندتر از کهکشان هاى مارپیچى است.

 


ما انسان ها در راه کهکشان (راه شیرى) کونت داریم. «راه شیرى» کهکشانى مارپیچى است که از یک قرص مرکزى و چهار بازوى اصلى تشکیل شده است. در قسمت مرکزى کهکشان سیاه چاله اى با جرم تقریبى دو میلیون برابر جرم خورشید قرار دارد. کهکشان راه شیرى مجموعه اى بزرگ متشکل از میلیاردها ستاره است که در بازوهاى آن، ابرهاى گازى به تولید ستاره هاى جدید مى پردازند.بیش از ۵/۴ میلیارد سال پیش منظومه خورشیدى ما در درون یکى از همین ابرهاى گازى راه شیرى متولد شد. منظومه خورشیدى در انتهاى یکى از بازوهاى راه شیرى و در فاصله۲۶۰۰۰ سال نورى از مرکز کهکشان قرار گرفته است.
فاصله خورشید تا مرکز کهکشان راه شیرى ۲۸ هزار سال نورى (۸۵۰۰ پارسک) است. یک  بار گردش خورشید به گرد مرکز کهکشان ۲۴۰ میلیون سال به طول مى انجامد. سرعت چرخش خورشید برابر است با ۲۲۰ کیلومتر در ثانیه. بنابراین در طول ۵/۴ میلیارد سالى که از عمر خورشید گذشته است خورشید بیش از ۱۹ بار به دور مرکز کهکشان چرخیده است. بازوهاى بزرگ مارپیچى راه شیرى با نور میلیاردها ستاره همانند خورشید روشن و نورانى هستند.

قطر کهکشان راه شیرى صد هزار سال نورى است. در فاصله۹/۲ میلیون سال نورى از ما کهکشان آندرومدا قرار دارد. قطر«آندرومدا» که نزدیک  ترین کهکشان به ما است دو برابر قطر راه شیرى است. آندرومدا را مى توان در آسمانى صاف و به دور از آلودگى نورى شهرها با چشم غیرمسلح (بدون تلسکوپ) مشاهده کرد. آن چه در آینده این دو کهکشان جالب توجه است سرانجام آن دو است که سرنوشت یکسانى در انتظارشان است. راه شیرى و آندرومدا که با سرعت ۸۰ کیلومتر بر ثانیه به هم نزدیک مى شوند در حدود ۱۲ میلیارد سال دیگر به هم مى رسند و تبدیل به یک کهکشان بزرگ بیضوى مى شوند. البته هیچ کدام یک از ما انسان ها در آن زمان نخواهیم بود تا این اتفاق بزرگ را مشاهده کنیم ولى شایان گفتن است که از چند میلیارد سال دیگر سرعت نزدیکى دو کهکشان به یکدیگر بیشتر مى شود تا سرانجام هر دو درون همدیگر فرو مى روند و صحنه بسیار زیبایى را به تصویر مى کشند که بى شک هیچ گاه در قلمرو کهکشان ما رخ نداده است. البته در آن هنگام دیگر زمینى وجود ندارد که نوادگان انسان هاى امروزى بتوانند این واقع استثنایى را مشاهده کنند زیرا که پیش از آن در ۵ میلیارد سال آینده خورشید تبدیل به یک غول سرخ خواهد شد و سیارات عطارد، زهره و زمین را در خود خواهد بلعید. شاید که در آن زمان انسان هاى دیگرى در گوشه دیگرى از این دنیا شاهد این پدیده زیبا باشند.